Quantcast
Channel: ماهان 98
Viewing all articles
Browse latest Browse all 9643

خدایاااااااا شکرت

$
0
0
معتقدم در این دنیا هیچ چیزی بدون اساس، علت و معلول نمی باشد و در پی هر معلولی،علتی نهفته است.

و امروز به این باور رسیده ام که اگر برگی از درختی می افتد بی حکمت نیست.

در سال 1392 من با یکی از اقوام  روز های جمعه به جای رفتن به دهات و دیگر سرگرمی ها، جهت حال و ادای وظیفه به آسایشگاه سالمندان تفت می رفتم و با جوانان قدیمی، زحمت کشان و بزرگان دور از محبت با آنها صحبت و برای آنها شیرینی می آوردم و انها را مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ خود می دانستم و پی همدردی و هم صحبتی با آنان می نشستم. روزی در گوشه آسایشگاه با فردی روبه رو شدم که از نظر جسمی سالم و نسبتا جوان بود اما گویا در جهان دگر سیر می کرد وقتی زندگی نامه این فرد را از مسول بخش می پرسیدم ایشان در ابتدا از نبوغ و استعداد ایشان صحبت نمود که او شاگرد اول مقاطع تحصیلی تا دکتری و فارغ التحصیل رشته معماری از کشور ایتالیا و فرزند یکی خانواده است. اما کنجکاوتر شدم که چگونه فردی به این نقطه و باصفت دیوانه می رسد؟

و به دنبال صحبت با مسول بخش،فهمیدم که ایشان طی ازدواجی با یک خانم دکتر(پزشکی) و به دنبال آن طلاق و فشار های روحی به این حال و روز افتاده است.حال که به قضیه آن وقت نگاه می کنم می بینم بعضی وقت ها ما در زندگی با قاتلانی روبه رو هستیم که در جامعه به عنوان یک انسان متشخص و با ارزش بروز می کنند و در هیچ دادگاهی، نه دادگاه این دنیا و نه دادگاه آخرت محکوم نمی شوند(مگر میشه؟). در واقع قاتل این مرد،همسرش بوده است همسری که در ابتدا  زندگی را بدون او ملال آور می دانست اما پس از اینکه به نقش، نقوش، ذات و روح مرد که  علیه او، پی می برد دست به جدایی می زند که سبب می شود مرد آرمانی از درون بشکند و به این حال و روز بیفتد. ان زن قاتل در پی زندگی با مرد که زندگیش واقعا جهنمی پر از استرس است بهترین کار  را جدایی می داند و واقعا بهترین کار جدایی است  اما به چه قیمتی؟

زنی که در دوران قبل از اسلام او را زنده بگور می کردند و در دوران قرون وسطی او را همراه به هنگام مرگ همسر در تابوت به صورت زنده بگور می کرند زنی که امروز در کشورهای مجاور به عنوان تنفروش و به دنبال آن جهاد نکاح قرار دارد و یا جوامعی که امروزه او را به همراه سه زن دیگر می پذیرد قاتل پیشینه خود را فراموش کرده است و به دلیل بهای جامعه در دوان حاضر زن پای از حدود خود به در آورده است.(مطمئنا خانم ها با خواندن این بند به روحیه مردسالاری من پی می برند و در صورت دسترسی به من  جهت یادآوری زجرها نیای خود مرا نابود کنند)

نمی دانم چه بنویسم از زن با دیدگاه فوق نگاه کنم قاتلی بیش نیست و اگر به حقوق بشر نگاه کنم واقعا حق زندگی دارد که این دیدگاه معقولانه است.

پس من نمی دانم مرد را تقصیر کار بدانم که چرا ازدواج کرده یا زن را که تا آخرین لحظه و به امید روزهای بهتر نمانده؟

اما بیایم این تراژدی را در زندگی خود بوجود نیاوریم و این دو روز زندگی را به آنچه که لایق اشرف مخلوقات است بگذرانیم. شاید من اگر جای آن مرد بودم هیچ گاه ازدواج نمی کردم در ازدواج برای این مرد چه ارمغانی و بهاری داشت غیر از مجنونی خود و تباه نمودن فرد دیگر.

بعضی می گویند ماحصل زندگی فرزند است و باید ازدواج کند اما چه خوب می شد که ادم از خود انسانیت به جای می گذاشت تا انسان. نمی دانم چرا برای جوامع ازدواج کردن حسن است و برای کسانی که ازدواج نمی کنند عیب و شکست است گاهی به خاطر سطح فکریت پایین مردم و استفاده ابزاری و نمادین از اسلام ، از دین و پیامبر بدم می آید که می گویم ای کاش نبود که هر فردی با استفاده از دین برای افراد روش و نسخه زندگی بیان می کرد و چون سنت پیامبر است ادمی باید ازدواج کند و چون پیامبر اکرم گفته تا چهار زن مشکل ندارد تا چهار زن می توانی بگیری و داستان های دیگر. چرا ادمی مهمترین مرجع و برهان که همان عقل است را کنار می گذارد و به دنبال تقلید کورکورانه است. اما فکر کنم اگر دین و پیامبر نبود باز این مردم سطح فکر پایین پرچمی دیگر بالا می کردند. و نیز گاهی بعضی افراد موفق نسخه خود را برای همه تجویز می کنند اما نمی دانند که اگر کفشی برای پای خودشان مناسب است الزامی نیست  که برای پای فرد دیگر نیز مناسب باشد چه بسا تنگ یا گشاد باشد.

تا به امروز ارزش جمله "عاقبت به خیر باشد " را نمی دانستم و فکر می کنم این دعا واقعا لازمه ما است.

امیدوارم عاقبت همه خوانندگان این پست به خیر باشد.


Viewing all articles
Browse latest Browse all 9643

Latest Images

Trending Articles