کودک مرده ای
کنج اتاق سینه ام
روی زمین
کز کرده
و لبخند تلخی رو لبانش ؛
هر لحظه
با توجه به ثبوت حالتش و شدتش،
متولد میشود ..
آنطرف تر
هیچ نوری نیست
چیزی که بودن هایشان
محکم و قرص است ،
دیوارهایی هستند که
فضا را برای طپش قلبم
تنگ کرده اند..
.
.
.
.
پ،ن،۱: جدی جدی مرض بیخوابی گرفتم
راستی قضیه این سردرد منظم چیه؟







