دوست داشتم یه بار دیگه حرفای آقای آییش ، رامبد و اشکان رو ببینم تا بهتر بتونم بنویسم راجع به امشبِ خندوانه ..اما هرچی گشتم نتونسم پیدا کنم ..به هرحال ..
رامبد گفت مردم عزیز ما از روی احساسات رای دادن ..
رامبد جان بنظر من شما خودت اگه میتونسی احساساتت رو کنترل کنی بعد اجرای آیت ِعزیز ، وحید اصلا خودشو نمیباخت :)
پس احساسات نفی شدنی نیس ، تو هر چیزی ...
ما انسانیم .. داوری و قضاوت نه ، ولی به خنده ی خودمون نگاه کردیم و رای دادیم...
اگه داوری و قضاوت قرار بود بشه ، باید میرفتین سراغ ربات ها و روبیکا براشون نصب میکردید که ببینید چطور رای میدن !
کسایی مثل وحید هم به کسی مثل امروز آقای آییش نیاز دارن که پشتشون قرص و گرم باشع ، هم به کسی مثل اون روزِ آقای آییش که بعد خراب شدن اجرای وحید یه تشر بهش زد و باعث شد خودشو جمع جور کنه ...
از این زاویه ببینید ، تقابل منطق و احساس ...نه حق و ناحق
وحید سرشار از احساس و پولک های حساس و ظریف بود
آیت متن خوب و اجرای کامل و تسلط بیشتری داشت
.
اینکه اشک میریزه
اینکه راحت میگه نمیتونم
اینکه بعدش میاد با روحیه شکستش اجرا میکنه و میتونه لبای منو بخوندونه
اینکه میدونه شاید به زعم یه عده علی الخصوص رامبد حقش نبوده ک بیاد بالا بخاطر همین شرمندس و بغض میکنه
همه و همه اش
نشونه اون رقت قلبشه .. رقیق بودن ، سبک بودن...
.
من واقعا هم طرفدار وحیدم هم ابوطالب ... ابوطالب معرکس ، بکر و ناب و وحید نمکی و با احساس ..
فکنم ولی بازم رای من وحید باشه :)
.
پ.ن
اخرشم بگم
اصلا انقدر مهم نبود که بخوام راجع بهش بنویسم اینقدر .. ولی دلم پر بود ی کم :)
یه سنگ اگه کنار یه شیشه بمونه ، میشکنه ولی اکه شیش فرانسه باشه نمیشکنه :)
شیشه اصفهانم باشه نمیشکنه
اگه سنگید مواظب شیشه های اطرافتون باشید ک بعضیا ن اصفهانن ن فرانسه..اگه شیشه اید که اصفهانیش باشید، از تولید داخل حمایت کنیم حداقل:)







